با توجه به مباحث انجام شده در کلاس مدیریت دانش از 80 مورد ذکر شده موارد زیر را برای شکل گیری بحث پیرامون آنها انتخاب و ذکر می کنم امید است که با دقت نظر دوستان هر مورد بصورت خاص بحث شود
معيارهاي كمي براي دانش محور بودن اقتصاد
-- سيستم نوآوري؛
- سرمايه گذاري در بخش تحقيق و توسعه (R&D )؛
- درصد هزينههاي R&D نسبت به كل هزينهها؛
- سهم هزينه R&D موسسات آموزش عالي نسبت به توليد ناخالص داخلي؛
- حق الامتيازهاي درخواست شده از كشورهاي صنعتي؛
- نسبت هزينههاي نوآوري به كل هزينههاي تجارت؛
- درصد شركتهايي كه فراوردههاي تكنولوژيكي توليد ميكنند؛
- تعداد شركتهايي كه در زمينه R&D با موسسات آموزش عالي قرارداد دارند؛
- سهم صادرات كالاهاي Hightech بر كل توليد ناخالص داخلي و سهم آن بر كل صادرات؛
- سهم تجارت خدمات بر كل توليد ناخالص داخلي؛
- تعداد مقالات فني و علمي منتشر شده در نشريات معتبر به ازاي هر يك ميليون نفر؛
- درصد شركتهايي كه با دولت و موسسات آموزش عالي قرارداد دارند و از محققان آنها براي فعاليتهاي تحقيقاتي كمك گرفته ميشود؛
- نسبت سرمايه گذاريهاي انجام شده براي تجهيزات ICT ؛
- نسبت افراد شاغل در بخش ICT به كل نيروي كار؛
- درصد متخصصين ICT به كل نيروي كار؛
- تعدادافرادي كه به شبكه ارتباطات راه دور دسترسي دارند؛
- تعداد ICTها و اينترنت سرورها و خطوطي كه در دسترس آنهاست؛
- درصد نفوذ PC در خانواده؛- درصد خانوارهايي كه به اينترنت دسترسي دارند؛
- درصد افرادي كه به PC دسترسي دارند، برحسب سن،جنس و حرفه؛- درصد دسترسي به اينترنت؛
- ميزان استفاده از اينترنت با پهناي باند بيشتر؛
- ضريب نفوذ ICT در بخش تجارت و سازمانهاي دولتي؛
- نرخ نفوذ وب سايت؛
- تعداد سرويس دهندگان؛
- سهم تجارت الكترونيكي؛
- درصد شركتهايي كه براي فروش كالاهاي خود از اينترنت استفاده ميكنند؛
- هزينههاي سرمايهاي بخش ICT ؛
- نسبت كل هزينههاي بخش تجارت؛
- تعداد فارغالتحصيلان فوق ليسانس و رشته آنان؛
- تعداد فارغالتحصيلان دكترا و رشته آنان؛
- ترازپرداختهاي فناوري كشور ( يعني در نتيجه توليد فناوري چقدر عايدمان شده است).
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر