آثار و نتايج توسعه اقتصاد دانايي محور
عوامل چهارگانه اي كه در واقع موتور توسعه اقتصاد دانايي محور هستند آثار و نتايج قابل ملاحظه اي بر عملكرد فعالان بازار و بر رفتار اقتصادي دارد. الف-بر فعالان بازار *مديران بنگاه هاي اقتصادي بايستي افق ديدشان را وسيعتر كنند تا برتري هايي را كه حاصل كاربرد دانش بيشتر در توليد كالاها و خدمات است به موقع تشخيص دهند و مزيت هاي موجود در بنگاه خود را كه مي توان از آن به نحو بهينه در راستاي اين هدف بهره برداري كرد بهتر شناسايي كنند. * كارگران و كارمندان بايستي مهارت هاي پايه اي و اساسي را بياموزند و خود را با تحولات جديد تطبيق دهند. *سرمايه گذاران و تأمين كنندگان منابع مالي و نهادهاي مالي نيز بايد شناخت كافي از وضعيت موجود به دست آورند و مهارت هاي قبلي را كه بيشتر مبتني بر ارزيابي ارزش سرمايه هاي فيزيكي است به مهارت هاي جديد كه مبتني بر ارزيابي دارايي هاي غيرمحسوس و ظرفيت هاي بالقوه بنگاه ها براي بهره برداري از دانش و مهارتها است مجهز شوند تا از اين طريق بتوانند تسهيلات مالي را در اختيار بنگاه هاي دانش محور قرار دهند. بنگاه هاي دانش محور چه بسا با معيارهاي سنتي در اقتصاد مالي نتوانند تسهيلات لازم را از نهادهاي مالي براي توسعه كسب و كار خود به دست آوردند و با مشكلات نقدينگي رو به رو شدند كه بايستي به سرعت رفع شود. *تنظيم كنندگان بازار بايد تغييرات جديدي را كه در ماهيت رقابت بين بنگاه ها ايجاد شده به خوبي درك كنند و اقتصاد مبتني بر دانايي را بر اساس ديدگاه هاي سنتي رقابت و هدايت، تنظيم و مديريت نكنند. بلكه بايستي چالش هايي را كه حاصل فناوري هاي جديد است به خوبي بشناسند و آن را در مقررات و تنظيم بازار منعكس كنند. *سياستگذاران دولتي بايستي محيط مناسب براي رشد و توسعه بنگاه هاي دانش محور را فراهم كنند. همچنين بايستي صنايعي را كه دانش محور هستند تشخيص دهند و اين مسئله البته از كشوري به كشور ديگر فرق مي كند. مثلا در انگلستان، خدمات مالي و ارتباطات و صنايع شيميايي ودارويي و صنايع فضايي را صنايع دانش محور شناخته اند و بر روي اين صنايع، سرمايه گذاري مي شود. همين امر موجب مي شود كه در الگوي تجارت يك كشور تغييرات جديدي ظاهر شود. بنابراين در استراتژي توسعه يك كشور بايستي به تشخيص صنايع و خدمات دانش محور توجه ويژه داشت زيرا صنايع دانش محور، الگوي تجارت و الگوي توسعه علوم و فنون و سياست هاي علمي كشور و حتي الگوهاي آموزش و پرورشي در دبستانها و دبيرستانها و دانشگاه ها را تحت تأثير قرار مي دهد. ب- بر رفتار اقتصادي هم اكنون ثمره اين سياستها و نگرش هاي جديد در كشورهاي پيشرفته صنعتي به صورت زير است: 1- سرمايه گذاري در فناوري پيشرفته 2- توسعه و رشد صنايع مبتني بر Hi- Tech 3- تكيه بر نيروي كار با مهارت هاي بالاتر 4- برنامه ريزي و سازماندهي جديد براي بهره مندي از افزايش كارايي و بهره وري هاي ناشي از سياستهاي فوق الذكر
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر