جايگاه و نقش صنايع تبديلي در اقتصاد كشورها
اهميت بخش صنايع تبديلي و تكميلي كشاورزي به عنوان حلقه واسطه اقتصاد مبتني بر كشاورزي و اقتصاد مدرن و صنعتي به دليل تغييرات در تجارت بين الملل و جايگاه غالب مواد غذايي فرآيندي در واردات و صادرات كشورهاي در حال توسعه به همراه رشد جمعيت و گسترش شهرنشيني در اين كشورها روز به روز در حال افزايش است.
به منظور بررسي جايگاه و سهم صنايع تبديلي كشاورزي در اقتصاد كشورهاي مختلف و رابطه ميزان توسعه كشورها و گسترش اين صنايع، در ادامه خلاصه اي از وضعيت اقتصادي هر گروه از كشورها طبق طبقه بندي بانك كشاورزي و جايگاه صنايع تبديلي در اين اقتصادها مرور شده است. بر اساس آخرين اطلاعات و طبقه بنديهاي بانك جهاني مجموعاً 60 كشور در گروه كشورهاي با درآمد بالا (high-income countries ) قرار گرفته اند و در سال 2006 توليد ناخالص داخلي اين گروه نزديك به 6/36 تريليون دلار، جمعيت آنها بالغ بر 1 ميليارد نفر و رشد جمعيت در آنها 5/.0 درصد بوده است. ضمن اينكه در سال 2000 سهم ارزش افزوده كشاورزي از توليد ناخالص داخلي اين مجموعه 9/1 درصد و سهم ارزش افزوده صنعت 28 درصد بوده و مابقي به بخش خدمات تعلق گرفته است. نسبت واردات و صادرات كالا و خدمات به GDP در اين گروه به ترتيب 3/24 و 8/23 درصد بوده است. خالص سرمايه گذاري مستقيم خارجي در اين مجموعه در سال 2005 برابر با 5/693 ميليارد دلار بوده است. اما در گروه كشورهاي با درآمد متوسط روبه بالا (upper-middle-income countries ) كه تعداد آنها 41 كشور مي باشد در سال 2006 مجموع توليد ناخالص داخلي 3/5 تريليون دلار، جمعيت 810 ميليون نفر و رشد آن 8/.0 درصد بوده است. در اين گروه كشورها سهم ارزش افزوده كشاورزي و صنعت از GDP به ترتيب 1/6 و 7/30 درصد مي باشد. ضمن اينكه نسبت واردات و صادرات كالا و خدمات به GDP نيز به ترتيب 2/29 و 1/32 درصد است. خالص سرمايه گذاري مستقيم خارجي در اين گروه 4/109 ميليارد دلار در سال 2005 بوده است.
در گروه كشورهاي با درآمد متوسط به پايين (lower-middle-income countries ) كه تعداد آنها 55 كشور است در سال 2006 توليد ناخالص داخلي 7/4 تريليون دلار، جمعيت 3/2 ميليارد نفر و رشد آن 9/.0 درصد است. در اين گروه كشورها سهم ارزش افزوده كشاورزي از توليد ناخالص داخلي 9/11 وسهم صنعت 7/44 درصد مي باشد. همچنين در اين مجموعه واردات و صادرات كالا و خدمات به ترتيب 2/37 و 1/38 درصد توليد ناخالص داخلي بوده است. خالص سرمايه گذاري مستقيم خارجي در اين گروه در سال 2005 به مقدار9/150 ميليارد لار بوده است. به عبارت ديگر در كل كشورهاي با درآمد متوسط كه تعداد آنها 108 كشور مي باشد توليد ناخالص داخلي نزديك به 10 تريليون دلار، جمعيت 1/3 ميليارد دلار (نزديك به نيمي از كل جمعيت جهان) و خالص سرمايه گذاري مستقيم خارجي حدود 260 ميليارد دلار بوده است.
اما در گروه كشورهاي با درآمد پايين( low-income countries )طبق طبقه بندي بانك جهاني ( 53 كشور) در سال 2006 مجموع توليد ناخالص داخلي 6/1 تريليون دلار، جمعيت 4/2 ميليارد نفر و رشد آن 8/1 درصد بوده است. در اين گروه كشورها سهم ارزش افزوده بخش كشاورزي از توليد ناخالص داخلي 4/20 و صنعت 4/28 درصد بوده است. نسبت واردات و صادرات كالا و خدمات در توليد ناخالص داخلي در سال 2005 در اين كشورها به ترتيب 5/28 و 9/24 درصد بوده است. سرمايه گذاري مستقيم خارجي در كل اين 53 كشور در سال 2005 رقمي برابر با 5/20 ميليارد دلار بوده است.
بر اساس اطلاعات جدول 2 سهم مواد غذايي فرآيندي در توليد ناخالص داخلي ، ارزش افزوده صنعت و كشاورزي در كشورهاي با درآمد پايين به ترتيب 9/4، 4/17 و 24 درصد است. اين آمار نشان دهنده تسلط مواد خام كشاورزي به مواد غذايي فرآوري شده در اين كشورها، جايگاه نسبتاً مناسب صنايع فرآوري در بين صنايع مختلف اين كشورها و سهم نه چندان مناسب صنايع غذايي در توليد ناخالص داخلي اين كشورها مي باشد. اما در گروه كشورهاي با درآمد متوسط رو به پايين سهم مواد غذايي فرآيندي در توليد ناخالص داخلي اين كشورها 2/6 درصد، سهم در ارزش افزوده صنعتي 6/14 درصد و سهم در ارزش افزوده كشاورزي 52 درصد است. اين آمار با توجه به سهم 9/11 درصدي ارزش افزوده كشاورزي و 7/42 درصدي ارزش افزوده صنعت در توليد ناخالص داخلي اين گروه كشورها نشان دهنده تسلط مواد غذايي فرآوري شده به مواد خام كشاورزي، گسترش صنايع ديگر در جريان توسعه و كاهش سهم صنايع فرآوري مواد غذايي در بين صنايع مختلف است.
جدول 2: سهم مواد غذايي فرآيندي در توليد ناخالص، ارزش افزوده صنعتي و كشاورزي
كشور
سال
درصد مواد غذايي فرآيندي در توليد ناخالص داخلي
درصد مواد غذايي فرآيندي در ارزاش افزوده صنعتي
درصد مواد غذايي فرآيندي در ارزش افزوده كشاورزي
متوسط ساده كشورهاي با درآمد كم
-
9/4
4/17
24
متوسط كشورهاي با درآمد متوسط به پايين
-
2/6
6/14
52
متوسط كشورهاي با درآمد متوسط رو به بالا
-
2/4
8/13
70
ماخذ:
UNIDO, UNIDO Industrial Statistics Database 2005 and World Bank, World Development Indicators Online.
اما در گروه كشورهاي با درآمد متوسط رو به بالا سهم مواد غذايي فرآيندي در ارزش افزوده كشاورزي 70 درصد، سهم آن در ارزش افزوده صنعتي 8/13 درصد و سهم آن در توليد ناخالص داخلي 2/4 درصد است. اين وضعيت آشكارا نشان مي دهد كه در اين گروه كشورها بخش عمده توليد كشاورزي در صنايع فرآوري مواد غذايي به مواد غذايي فرآوري شده تبديل مي شود و اين كشورها وابستگي اقتصاد خود را به مواد خام كشاورزي كاهش داده اند به گونه اي كه كل ارزش افزوده 323 ميليارد دلاري بخش كشاورزي در اين كشورها 70درصد (225 ميليارد دلار) به مواد غذايي فرآيندي اختصاص دارد. همچنين در اين كشورها در جريان توسعه و گسترش ساير صنايع از سهم صنايع فرآوري مواد غذايي كاسته شده است.
همچنين امروزه يكي از متغيرهاي كليدي بررسي جايگاه صنايع مختلف به ويژه در كشورهاي در حال توسعه كه عمدتاً با معضل بيكاري روبه رو هستند تاثير آنها بر اشتغالزايي است. در حالي كه داده هاي مربوط به اشتغال بخش صنايع غذايي در كشورهاي در حال توسعه و كمتر توسعه يافته به شدت ناقص است اين اطللاعات در اروپا نشان مي دهد كه در سال 2002 تعداد 2/4 ميليون نفر در اين بخش فعال بوده اند و از اين نظر در بين صنايع مختلف در جايگاه نخست قرار دارد. همچنين 7/1 ميليون نفر در آمريكا در اين بخش فعال هستند كه در آمريكا اين بخش از نظر ايجاد اشتغال در رتبه سوم در بين صنايع مختلف قرار گرفته است و 9 درصد اشتغال صنعتي در اين كشور را به خود اختصاص داده است. در اين بخش، زير بخش مواد گوشتي فرآيندي بيشترين اشتغال را در آمريكا در سال 2000 ايجاد نموده و 30 درصد اشتغال اين زير بخش را به خود اختصاص داده است. به دنبال آن زير بخش صنايع فرآوري ميوه و سبزي با 13 درصد و صنايع توليد شيريني با 12 درصد قرار گرفته اند.
از نگاه تجاري، تجارت مواد غذايي فرآيندي حاكي از افزايش اهميت مواد غذايي فرآيندي در مقابل مواد خام كشاورزي و توسعه عمودي بخش كشاورزي است و در واقع اين يكي از دلايل كليدي گستردگي صنايع فراوري مواد غذايي در سطح جهان و سهم پايين تجارت اين محصولات از كل فروش آنها است. با توجه به اطلاعات جدول 4 روند بلند مدت مشاهده شده در مناطق و كشورهاي مختلف نشان مي دهد كه سهم مواد غذايي فرآيندي در صادرات مواد غذايي طي دوره 91-1989 تا 2000 در تمام گروه كشورها طبق طبقه بندي بانك جهاني افزايش يافته است. در كشورهاي با درآمد بالا اين سهم از 62 درصد به 71 درصد، در كشورهاي با درآمد متوسط روبه بالا از 53 درصد به 64 درصد، در كشورهاي با درآمد متوسط روبه پايين از 54 درصد به 62 درصد و در كشورهاي با درآمد پايين از 36 درصد به 39 درصد افزايش يافته است.
همچنين در ارتباط با تجارت غذا و مواد غذايي فرآيندي بررسي واردات قابل توجه است. براساس آمار فائو واردات كشورهاي در حال توسعه به سرعت در دهه 1970 افزايش يافته است. در خلال دهه 1980 رشد آن به كندي گراييده و مجددا در دهه 1990 تسريع شده است. اين روند در مورد حجم واردات و نسبت واردات به مصرف مشابه است. بر اين اساس يك كشور در حال توسعه با مازاد تجاري غذايي 1 ميليارد دلاري به كشوري با كسري تجاري 11 ميليارد دلاري در طي اين دوره تبديل شده است. اگرچه در دوره 2003-2000 صادرات غذايي 6/13 درصد كل صادرات در كشورهاي كمتر توسعه يافته را تشكيل داده است اما اكثر آنها واردكننده خالص مواد غذايي بوده اند. عمده اين كسري تجاري نيز مربوط به مواد غذايي فرآيندي است كه در كشورهاي در حال توسعه هم 70-65 درصد كل واردات مواد غذايي در سال 2002 را به خود اختصاص داده است. ناگفته نماند كه ساختار اقتصادي هر يك از كشورهاي در حال توسعه تاثير عمده اي در تشخيص چگونگي رشد واردات مواد غذايي در دهه 1990 داشته است.
جدول 4 : سهم مواد غذايي و مواد غذايي فرآيندي در تجارت
كشورهاي با درآمد پايين
كشورهاي با درآمد متوسط به پايين
كشورهاي با درآمد متوسط به بالا
كشورهاي با درآمد بالا
91-1989
2002
91-1989
2002
91-1989
2002
91-1989
2002
سهم غذا در كل واردات
4/17
3/16
3/13
7/11
4/10
2/9
6
4/7
سهم غذا در كل صادرات
2/19
2/14
22
7/13
8/22
14
2/6
6/4
سهم مواد غذايي فرآيندي در كل واردات
8/12
3/11
3/8
4/7
8/6
4/6
4/4
9/3
سهم مواد غذايي فرآيندي در كل صادرات
2/5
5/4
3/14
9/8
7/10
2/8
7/3
1/3
سهم مواد غذايي فرآيندي در واردات غذا
3/72
7/67
3/60
6/63
3/63
9/67
1/61
3/67
سهم مواد غذايي فرآيندي در صادرات غذا
6/35
9/38
5/54
6/61
3/53
6/63
3/62
3/71
Source: FAO, FAO Statistical Yearbook 2004
كشورهايي كه رشد اقتصادي بالاتري را تجربه كرده اند رشد واردات نيز در آنها سريعتر بوده است. در حالي كه رشد بخش كشاورزي تاثير معكوس بر رشد واردات غذايي داشته است. چنانچه ارزش افزوده سرانه كشاورزي به سرعت رشد نموده است رشد واردات مشاهده نشده است. اين روند ممكن است شاخصي از استراتژيهاي صادراتي منتخب ، نقش متغيرهاي داخلي و نقش تعيين كننده محدوديتهاي تجاري بر سر راه مواد غذايي در هر يك از كشورهاي در حال توسعه باشد.
ايران نيز كه طبق طبقه بندي بانك جهاني در گروه كشورهاي با درآمد متوسط رو به پايين قرار گرفته است بر اساس آمار اين بانك در سال 2006 داراي توليد ناخالص 9/222 ميليارد دلار، جمعيت 2/69 ميليون نفر و رشد جمعيت 3/1 درصد بوده است. همچنين در سال 2005 سهم ارزش افزوده بخش كشاورزي و صنعت در توليد ناخالص داخلي كشور به ترتيب 4/10 و 6/44 درصد و سهم واردات و صادرات كالا و خدمات در GDP به ترتيب 2/30 و 8/38 درصد بوده است.
همچنين بر اساس آخرين آمار موجود (1382) سهم ارزش توليدات صنايع تبديلي در توليد ناخالص ملي كشور 5 درصد مي باشد. اين در حالي است كه ارزش افزوده صنايع تبديلي 1.2 درصد توليد ناخالص ملي و حدود 8 درصد ارزش افزوده صنعتي و 8 درصد ارزش افزوده كشاورزي را تشكيل مي دهد. همچنين ارزش توليدات صنايع تبديلي 11 درصد ارزش توليدات صنعتي كشور و 22 درصد ارزش توليدات كشاورزي كشور را تشكيل مي دهد. از سويي بررسي روند سهم ارزش افزوده صنايع تبديلي در توليد ناخالص ملي نشان مي دهد كه در دهه (66-1357) متوسط سهم ارزش افزوده صنايع تبديلي در توليد ناخالص داخلي 2.4 درصد بوده است كه در دهه (76-1367) به 2.3 درصد و در 6 ساله منتهي به سال 1382 ( 82-1377) اين مقدار به 1.4 درصد كاهش يافته است. اين روند اگرچه مي تواند نشاني از افزايش سهم ساير صنايع در توليد ناخالص داخلي باشد اما از جهتي نيز با توجه به توان بالقوه بخش كشاورزي كشور و اتكاي با لاي كشور به صادرات مواد خام كشاورزي نشان دهنده عدم رشد مناسب صنايع تبديلي كشور است.
مرور آمار فوق در گروه كشورهاي به خوبي گوياي اين واقعيت است كه در جريان توسعه غالب كشورها از يك اقتصاد مبتني بر كشاورزي به تدريج به سمت يك اقتصاد صنعتي حركت نموده اند و در اين راه و به منظور صنعتي نمودن كشور ابتدا صنايع فرآوري مواد غذايي را گسترش داده اند و در ادامه مسير به سمت گسترش ساير صنايع حركت كرده اند و با اين روش ضمن كاهش اتكاي اقتصاد ملي به مواد خام كشاورزي پايه هاي گسترش صنعت در كشور خود را پي ريزي نموده اند.
همچنين مرور روند تجارت در كشورهاي فوق نشان مي دهد كه مسير توسعه تجارت نيز به سمت گسترش تجارت مواد غذايي فرآيندي به جاي مواد خام كشاورزي است. اين اقدام ضمن اينكه پاسخي به تقاضاي بازار مي باشد همچنين عملي در جهت ارزآوري، اشتغالزايي و ارزش افزايي بيشتر است.
لذا مي توان اذعان نمود كه توسعه و گسترش صنايع تبديلي به عنوان مناسب ترين راه گذار از يك اقتصاد مبتني بر كشاورزي و مواد خام به سمت يك اقتصاد مدرن و صنعتي پذيرفته شده است. ضمن اينكه توسعه بلند مدت بخش كشاورزي و تامين امنيت غذايي هر جامعه اي نيز به توسعه صنايع تبديليرو تكميلي كشاورزي گره خورده است چرا كه در نبود اين صنايع و با وجود بازارهاي ناپايدار و كششهاي درآمدي و قيمتي تقاضا براي مواد خام كشاورزي امكان توسعه بلند مدت بخش كشاورزي محدود بوده و ورود نوسانات بازارهاي جهاني امكان رشد بلند مدت را از بخش كشاورزي سلب مي كند.
از اين رو به طور خلاصه مي توان بيان داشت كه صنايع تبديلي به عنوان مسير توسعه بخش كشاورزي و اقتصاد ملي، تامين كننده بلند مدت امنيت غذايي كشور، رهايي از آسيب هاي بازارهاي ناپايدار مواد خام، ارزش افزايي، ارزآوري و اشتغالزايي بالاتر نقش اساسي در هر كشوري به عهده دارد و توسعه و گسترش آن به بالندگي اقتصاد كشورها كمك شاياني مي نمايد.
اهميت بخش صنايع تبديلي و تكميلي كشاورزي به عنوان حلقه واسطه اقتصاد مبتني بر كشاورزي و اقتصاد مدرن و صنعتي به دليل تغييرات در تجارت بين الملل و جايگاه غالب مواد غذايي فرآيندي در واردات و صادرات كشورهاي در حال توسعه به همراه رشد جمعيت و گسترش شهرنشيني در اين كشورها روز به روز در حال افزايش است.
به منظور بررسي جايگاه و سهم صنايع تبديلي كشاورزي در اقتصاد كشورهاي مختلف و رابطه ميزان توسعه كشورها و گسترش اين صنايع، در ادامه خلاصه اي از وضعيت اقتصادي هر گروه از كشورها طبق طبقه بندي بانك كشاورزي و جايگاه صنايع تبديلي در اين اقتصادها مرور شده است. بر اساس آخرين اطلاعات و طبقه بنديهاي بانك جهاني مجموعاً 60 كشور در گروه كشورهاي با درآمد بالا (high-income countries ) قرار گرفته اند و در سال 2006 توليد ناخالص داخلي اين گروه نزديك به 6/36 تريليون دلار، جمعيت آنها بالغ بر 1 ميليارد نفر و رشد جمعيت در آنها 5/.0 درصد بوده است. ضمن اينكه در سال 2000 سهم ارزش افزوده كشاورزي از توليد ناخالص داخلي اين مجموعه 9/1 درصد و سهم ارزش افزوده صنعت 28 درصد بوده و مابقي به بخش خدمات تعلق گرفته است. نسبت واردات و صادرات كالا و خدمات به GDP در اين گروه به ترتيب 3/24 و 8/23 درصد بوده است. خالص سرمايه گذاري مستقيم خارجي در اين مجموعه در سال 2005 برابر با 5/693 ميليارد دلار بوده است. اما در گروه كشورهاي با درآمد متوسط روبه بالا (upper-middle-income countries ) كه تعداد آنها 41 كشور مي باشد در سال 2006 مجموع توليد ناخالص داخلي 3/5 تريليون دلار، جمعيت 810 ميليون نفر و رشد آن 8/.0 درصد بوده است. در اين گروه كشورها سهم ارزش افزوده كشاورزي و صنعت از GDP به ترتيب 1/6 و 7/30 درصد مي باشد. ضمن اينكه نسبت واردات و صادرات كالا و خدمات به GDP نيز به ترتيب 2/29 و 1/32 درصد است. خالص سرمايه گذاري مستقيم خارجي در اين گروه 4/109 ميليارد دلار در سال 2005 بوده است.
در گروه كشورهاي با درآمد متوسط به پايين (lower-middle-income countries ) كه تعداد آنها 55 كشور است در سال 2006 توليد ناخالص داخلي 7/4 تريليون دلار، جمعيت 3/2 ميليارد نفر و رشد آن 9/.0 درصد است. در اين گروه كشورها سهم ارزش افزوده كشاورزي از توليد ناخالص داخلي 9/11 وسهم صنعت 7/44 درصد مي باشد. همچنين در اين مجموعه واردات و صادرات كالا و خدمات به ترتيب 2/37 و 1/38 درصد توليد ناخالص داخلي بوده است. خالص سرمايه گذاري مستقيم خارجي در اين گروه در سال 2005 به مقدار9/150 ميليارد لار بوده است. به عبارت ديگر در كل كشورهاي با درآمد متوسط كه تعداد آنها 108 كشور مي باشد توليد ناخالص داخلي نزديك به 10 تريليون دلار، جمعيت 1/3 ميليارد دلار (نزديك به نيمي از كل جمعيت جهان) و خالص سرمايه گذاري مستقيم خارجي حدود 260 ميليارد دلار بوده است.
اما در گروه كشورهاي با درآمد پايين( low-income countries )طبق طبقه بندي بانك جهاني ( 53 كشور) در سال 2006 مجموع توليد ناخالص داخلي 6/1 تريليون دلار، جمعيت 4/2 ميليارد نفر و رشد آن 8/1 درصد بوده است. در اين گروه كشورها سهم ارزش افزوده بخش كشاورزي از توليد ناخالص داخلي 4/20 و صنعت 4/28 درصد بوده است. نسبت واردات و صادرات كالا و خدمات در توليد ناخالص داخلي در سال 2005 در اين كشورها به ترتيب 5/28 و 9/24 درصد بوده است. سرمايه گذاري مستقيم خارجي در كل اين 53 كشور در سال 2005 رقمي برابر با 5/20 ميليارد دلار بوده است.
بر اساس اطلاعات جدول 2 سهم مواد غذايي فرآيندي در توليد ناخالص داخلي ، ارزش افزوده صنعت و كشاورزي در كشورهاي با درآمد پايين به ترتيب 9/4، 4/17 و 24 درصد است. اين آمار نشان دهنده تسلط مواد خام كشاورزي به مواد غذايي فرآوري شده در اين كشورها، جايگاه نسبتاً مناسب صنايع فرآوري در بين صنايع مختلف اين كشورها و سهم نه چندان مناسب صنايع غذايي در توليد ناخالص داخلي اين كشورها مي باشد. اما در گروه كشورهاي با درآمد متوسط رو به پايين سهم مواد غذايي فرآيندي در توليد ناخالص داخلي اين كشورها 2/6 درصد، سهم در ارزش افزوده صنعتي 6/14 درصد و سهم در ارزش افزوده كشاورزي 52 درصد است. اين آمار با توجه به سهم 9/11 درصدي ارزش افزوده كشاورزي و 7/42 درصدي ارزش افزوده صنعت در توليد ناخالص داخلي اين گروه كشورها نشان دهنده تسلط مواد غذايي فرآوري شده به مواد خام كشاورزي، گسترش صنايع ديگر در جريان توسعه و كاهش سهم صنايع فرآوري مواد غذايي در بين صنايع مختلف است.
جدول 2: سهم مواد غذايي فرآيندي در توليد ناخالص، ارزش افزوده صنعتي و كشاورزي
كشور
سال
درصد مواد غذايي فرآيندي در توليد ناخالص داخلي
درصد مواد غذايي فرآيندي در ارزاش افزوده صنعتي
درصد مواد غذايي فرآيندي در ارزش افزوده كشاورزي
متوسط ساده كشورهاي با درآمد كم
-
9/4
4/17
24
متوسط كشورهاي با درآمد متوسط به پايين
-
2/6
6/14
52
متوسط كشورهاي با درآمد متوسط رو به بالا
-
2/4
8/13
70
ماخذ:
UNIDO, UNIDO Industrial Statistics Database 2005 and World Bank, World Development Indicators Online.
اما در گروه كشورهاي با درآمد متوسط رو به بالا سهم مواد غذايي فرآيندي در ارزش افزوده كشاورزي 70 درصد، سهم آن در ارزش افزوده صنعتي 8/13 درصد و سهم آن در توليد ناخالص داخلي 2/4 درصد است. اين وضعيت آشكارا نشان مي دهد كه در اين گروه كشورها بخش عمده توليد كشاورزي در صنايع فرآوري مواد غذايي به مواد غذايي فرآوري شده تبديل مي شود و اين كشورها وابستگي اقتصاد خود را به مواد خام كشاورزي كاهش داده اند به گونه اي كه كل ارزش افزوده 323 ميليارد دلاري بخش كشاورزي در اين كشورها 70درصد (225 ميليارد دلار) به مواد غذايي فرآيندي اختصاص دارد. همچنين در اين كشورها در جريان توسعه و گسترش ساير صنايع از سهم صنايع فرآوري مواد غذايي كاسته شده است.
همچنين امروزه يكي از متغيرهاي كليدي بررسي جايگاه صنايع مختلف به ويژه در كشورهاي در حال توسعه كه عمدتاً با معضل بيكاري روبه رو هستند تاثير آنها بر اشتغالزايي است. در حالي كه داده هاي مربوط به اشتغال بخش صنايع غذايي در كشورهاي در حال توسعه و كمتر توسعه يافته به شدت ناقص است اين اطللاعات در اروپا نشان مي دهد كه در سال 2002 تعداد 2/4 ميليون نفر در اين بخش فعال بوده اند و از اين نظر در بين صنايع مختلف در جايگاه نخست قرار دارد. همچنين 7/1 ميليون نفر در آمريكا در اين بخش فعال هستند كه در آمريكا اين بخش از نظر ايجاد اشتغال در رتبه سوم در بين صنايع مختلف قرار گرفته است و 9 درصد اشتغال صنعتي در اين كشور را به خود اختصاص داده است. در اين بخش، زير بخش مواد گوشتي فرآيندي بيشترين اشتغال را در آمريكا در سال 2000 ايجاد نموده و 30 درصد اشتغال اين زير بخش را به خود اختصاص داده است. به دنبال آن زير بخش صنايع فرآوري ميوه و سبزي با 13 درصد و صنايع توليد شيريني با 12 درصد قرار گرفته اند.
از نگاه تجاري، تجارت مواد غذايي فرآيندي حاكي از افزايش اهميت مواد غذايي فرآيندي در مقابل مواد خام كشاورزي و توسعه عمودي بخش كشاورزي است و در واقع اين يكي از دلايل كليدي گستردگي صنايع فراوري مواد غذايي در سطح جهان و سهم پايين تجارت اين محصولات از كل فروش آنها است. با توجه به اطلاعات جدول 4 روند بلند مدت مشاهده شده در مناطق و كشورهاي مختلف نشان مي دهد كه سهم مواد غذايي فرآيندي در صادرات مواد غذايي طي دوره 91-1989 تا 2000 در تمام گروه كشورها طبق طبقه بندي بانك جهاني افزايش يافته است. در كشورهاي با درآمد بالا اين سهم از 62 درصد به 71 درصد، در كشورهاي با درآمد متوسط روبه بالا از 53 درصد به 64 درصد، در كشورهاي با درآمد متوسط روبه پايين از 54 درصد به 62 درصد و در كشورهاي با درآمد پايين از 36 درصد به 39 درصد افزايش يافته است.
همچنين در ارتباط با تجارت غذا و مواد غذايي فرآيندي بررسي واردات قابل توجه است. براساس آمار فائو واردات كشورهاي در حال توسعه به سرعت در دهه 1970 افزايش يافته است. در خلال دهه 1980 رشد آن به كندي گراييده و مجددا در دهه 1990 تسريع شده است. اين روند در مورد حجم واردات و نسبت واردات به مصرف مشابه است. بر اين اساس يك كشور در حال توسعه با مازاد تجاري غذايي 1 ميليارد دلاري به كشوري با كسري تجاري 11 ميليارد دلاري در طي اين دوره تبديل شده است. اگرچه در دوره 2003-2000 صادرات غذايي 6/13 درصد كل صادرات در كشورهاي كمتر توسعه يافته را تشكيل داده است اما اكثر آنها واردكننده خالص مواد غذايي بوده اند. عمده اين كسري تجاري نيز مربوط به مواد غذايي فرآيندي است كه در كشورهاي در حال توسعه هم 70-65 درصد كل واردات مواد غذايي در سال 2002 را به خود اختصاص داده است. ناگفته نماند كه ساختار اقتصادي هر يك از كشورهاي در حال توسعه تاثير عمده اي در تشخيص چگونگي رشد واردات مواد غذايي در دهه 1990 داشته است.
جدول 4 : سهم مواد غذايي و مواد غذايي فرآيندي در تجارت
كشورهاي با درآمد پايين
كشورهاي با درآمد متوسط به پايين
كشورهاي با درآمد متوسط به بالا
كشورهاي با درآمد بالا
91-1989
2002
91-1989
2002
91-1989
2002
91-1989
2002
سهم غذا در كل واردات
4/17
3/16
3/13
7/11
4/10
2/9
6
4/7
سهم غذا در كل صادرات
2/19
2/14
22
7/13
8/22
14
2/6
6/4
سهم مواد غذايي فرآيندي در كل واردات
8/12
3/11
3/8
4/7
8/6
4/6
4/4
9/3
سهم مواد غذايي فرآيندي در كل صادرات
2/5
5/4
3/14
9/8
7/10
2/8
7/3
1/3
سهم مواد غذايي فرآيندي در واردات غذا
3/72
7/67
3/60
6/63
3/63
9/67
1/61
3/67
سهم مواد غذايي فرآيندي در صادرات غذا
6/35
9/38
5/54
6/61
3/53
6/63
3/62
3/71
Source: FAO, FAO Statistical Yearbook 2004
كشورهايي كه رشد اقتصادي بالاتري را تجربه كرده اند رشد واردات نيز در آنها سريعتر بوده است. در حالي كه رشد بخش كشاورزي تاثير معكوس بر رشد واردات غذايي داشته است. چنانچه ارزش افزوده سرانه كشاورزي به سرعت رشد نموده است رشد واردات مشاهده نشده است. اين روند ممكن است شاخصي از استراتژيهاي صادراتي منتخب ، نقش متغيرهاي داخلي و نقش تعيين كننده محدوديتهاي تجاري بر سر راه مواد غذايي در هر يك از كشورهاي در حال توسعه باشد.
ايران نيز كه طبق طبقه بندي بانك جهاني در گروه كشورهاي با درآمد متوسط رو به پايين قرار گرفته است بر اساس آمار اين بانك در سال 2006 داراي توليد ناخالص 9/222 ميليارد دلار، جمعيت 2/69 ميليون نفر و رشد جمعيت 3/1 درصد بوده است. همچنين در سال 2005 سهم ارزش افزوده بخش كشاورزي و صنعت در توليد ناخالص داخلي كشور به ترتيب 4/10 و 6/44 درصد و سهم واردات و صادرات كالا و خدمات در GDP به ترتيب 2/30 و 8/38 درصد بوده است.
همچنين بر اساس آخرين آمار موجود (1382) سهم ارزش توليدات صنايع تبديلي در توليد ناخالص ملي كشور 5 درصد مي باشد. اين در حالي است كه ارزش افزوده صنايع تبديلي 1.2 درصد توليد ناخالص ملي و حدود 8 درصد ارزش افزوده صنعتي و 8 درصد ارزش افزوده كشاورزي را تشكيل مي دهد. همچنين ارزش توليدات صنايع تبديلي 11 درصد ارزش توليدات صنعتي كشور و 22 درصد ارزش توليدات كشاورزي كشور را تشكيل مي دهد. از سويي بررسي روند سهم ارزش افزوده صنايع تبديلي در توليد ناخالص ملي نشان مي دهد كه در دهه (66-1357) متوسط سهم ارزش افزوده صنايع تبديلي در توليد ناخالص داخلي 2.4 درصد بوده است كه در دهه (76-1367) به 2.3 درصد و در 6 ساله منتهي به سال 1382 ( 82-1377) اين مقدار به 1.4 درصد كاهش يافته است. اين روند اگرچه مي تواند نشاني از افزايش سهم ساير صنايع در توليد ناخالص داخلي باشد اما از جهتي نيز با توجه به توان بالقوه بخش كشاورزي كشور و اتكاي با لاي كشور به صادرات مواد خام كشاورزي نشان دهنده عدم رشد مناسب صنايع تبديلي كشور است.
مرور آمار فوق در گروه كشورهاي به خوبي گوياي اين واقعيت است كه در جريان توسعه غالب كشورها از يك اقتصاد مبتني بر كشاورزي به تدريج به سمت يك اقتصاد صنعتي حركت نموده اند و در اين راه و به منظور صنعتي نمودن كشور ابتدا صنايع فرآوري مواد غذايي را گسترش داده اند و در ادامه مسير به سمت گسترش ساير صنايع حركت كرده اند و با اين روش ضمن كاهش اتكاي اقتصاد ملي به مواد خام كشاورزي پايه هاي گسترش صنعت در كشور خود را پي ريزي نموده اند.
همچنين مرور روند تجارت در كشورهاي فوق نشان مي دهد كه مسير توسعه تجارت نيز به سمت گسترش تجارت مواد غذايي فرآيندي به جاي مواد خام كشاورزي است. اين اقدام ضمن اينكه پاسخي به تقاضاي بازار مي باشد همچنين عملي در جهت ارزآوري، اشتغالزايي و ارزش افزايي بيشتر است.
لذا مي توان اذعان نمود كه توسعه و گسترش صنايع تبديلي به عنوان مناسب ترين راه گذار از يك اقتصاد مبتني بر كشاورزي و مواد خام به سمت يك اقتصاد مدرن و صنعتي پذيرفته شده است. ضمن اينكه توسعه بلند مدت بخش كشاورزي و تامين امنيت غذايي هر جامعه اي نيز به توسعه صنايع تبديليرو تكميلي كشاورزي گره خورده است چرا كه در نبود اين صنايع و با وجود بازارهاي ناپايدار و كششهاي درآمدي و قيمتي تقاضا براي مواد خام كشاورزي امكان توسعه بلند مدت بخش كشاورزي محدود بوده و ورود نوسانات بازارهاي جهاني امكان رشد بلند مدت را از بخش كشاورزي سلب مي كند.
از اين رو به طور خلاصه مي توان بيان داشت كه صنايع تبديلي به عنوان مسير توسعه بخش كشاورزي و اقتصاد ملي، تامين كننده بلند مدت امنيت غذايي كشور، رهايي از آسيب هاي بازارهاي ناپايدار مواد خام، ارزش افزايي، ارزآوري و اشتغالزايي بالاتر نقش اساسي در هر كشوري به عهده دارد و توسعه و گسترش آن به بالندگي اقتصاد كشورها كمك شاياني مي نمايد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر